سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
413
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
الحمد للّه ( جنس حمد براى حقتعالى ) است . شاهد در « للّه » است كه خبر براى « الحمد » قرار گرفته . سپس مصنّف گويد : در دو صورت مزبور كه خبر ظرف يا جار و مجرور قرار گرفته معناى « كائن » يا « استقرّ » در نيّت است . شارح گويد : كلمه « ناوين » به صيغه اسم فاعل يعنى « مقدّرين » و حاصل آنكه : حضرات براى ظرف و جار و مجرور متعلّقى را در تقدير گرفتهاند كه آن اسم فاعل بوده و يا فعل مىباشد كه در حقيقت خبر همان متعلّق بوده نه ظرف يا جار و مجرور . لازم بتوجّه است كه متعلّق مزبور حتما يا كلمه « كائن » بوده و يا لفظ « استقرّ » و يا آنچه در آن معناى ايندو بوده مىباشد همچون ثابت و وجد و امثال اينها نظير حصل ، ثبت . مؤلّف گويد : مقصود اينستكه ظرف و جار و مجرور در صورتى براى خبر واقع شدن صلاحيّت دارند كه مستقرّ بوده نه آنكه لغو باشند از اينرو لازمست متعلّق ايندو در وقتى كه خبر قرار گرفتهاند هم از افعال عموم يا مشتقّات آنها بوده و هم محذوف باشند چنانچه در عبارات بعدى انشاء اللّه ذكر خواهد شد . و منظور از افعال عموم ، افعالى است كه هيچ فعلى خارج از معناى آنها نبوده بلكه كلّيّه افعال از مصاديق آنها هستند و آنها چهار تا مىباشند باينقرار : كان ، حصل ، وجد ، ثبت و از تمام آنها به « استقرّ » تعبير مىنمايند زيرا معناى مشترك بين تمام اين معنا مىباشد . قوله : و الرّكب اسفل منكم : سوره انفال آيه 42 . قوله : مع مجروره : يعنى مع مجرور حرف الجرّ .